جلسه شعاعی 16 محرم

ترسم که بیایی و من آن روز نباشم
ای کاش که من خاک سر کوی تو باشم

مولای منی، یابن زهرا
(بابای منی، یابن زهرا)۲

هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم
ای کاش که جان بر سر کوی تو ببازیم

دل‌دارِ منی، یابن زهرا
(تو یار منی، یابن زهرا)۲


گریز 1: روز هفت شهادت امام حسینه- رسم ما بر اینه تو مجلس هفت قرآن میخونن…
قربون اون آقایی که بالای نیزه خودش برای خودش مجلس ختم گرفت و قرآن خوند…

اما ما یه رسم دیگه هم داریم- قاری قرآن رو احترام میکنیم- لب و دهنش رو میبوسیم- اما امان از اون آقایی که وقتی قرآن خواند بهش سنگ و چوب خیزران زدن…

ما یه کار دیگه هم میکنیم میاییم به اهل مصیبت تسلیت و تعزیت میگیم…اما بمیرم خونواده اش رو شهر به شهر چرخوندن…


مرا ببخش که با شمر همکلام شدم

تصور کن خانوم زینب کبری سر برادر رو بالای نیزه دیده داره درد دل میکنه….

مرا ببخش که با شمر همکلام شدم
چه دادها سر این جسم گریه دار زدم

همسایه امیرالمومنین و ندیدن سایه حضرت زینب….

مرا ببخش که نشناختم تو را اول
همین که آن همه سرنیزه را کنار زدم

مرا ببخش سکوتم شکست و زار زدم
نشد کمک کنمت ماندم و هوار زدم

نشد که موی پریشان کنم ولی عوضش
به روی معجر خود خاک این دیار زدم


حالا جواب امام حسین:

باور نمی کنم سر بازار بردنت !
نامحرمان به مجلس اغیار بردنت

😭خدمت یکی از علما منبری رفت بالا گفت: دَخَلَت زینب علی ابن زیاد…😭 گفت بسه بیا پایین، تا ظهر…

این روضه رو هرجا نمیشه خوند،
هرکسی این روضه رو نمیفهمه،
شما بهتر حرف منو میفهمید….

دقت کردین این خانم هایی که با حیاترن، حساس ترن، خیلی براشون سخته با یه مرد هم کلام بشن….
حالا بهتر میفهمی چی میگم…بزار دوباره بگم…

حسین جان – مرا ببخش که با شمر همکلام شدم….

حالا فرض کن خانم زینب کبری رو تو گودال….
اون لحظه ای که داره التماس شمر رو میکنه…

مادرش آمده گودال نچرخان بدنش…


زود راحتش کنید رو تنش پا نذارید کمتر اذیتش کنید
پیراهنش رو نه، میدونید کیه میخواید هتک حرمتش کنید
آی نا مسلمونا باید اول بکُشید بعدا غارتش کنید
خنجر نمیبُره هیچکسی قربونی رو تشنه سر نمیبُره
هی ضربه میزنه هیچکسی اینجوری سر از پیکر نمیبُره
انصافتون کجاست هیچکی انگشتو واسه انگشتر نمیبُره

 

نه بزار اذیتت نکنم و بگم و رد بشم….

از سینه ی حسین، تو را چکمه ای گرفت
از کربلا به کوفه، به اجبار بردنت

😭نه اینجور نمیشه روضه تو دلم مونده
بزار از زبان امام زمان بگم:
و سُـبـِیَ اهلک کـَالعبید(مثل برده ها..)
وَ صُفصِدوا بالحدید(با زنجیر…)
ایدیهم مغلوله الی الأعناق
یـُساقون فی البراری و الفـَلـَوات(از این شهر به اون شهر…)- تو بازار برده فروش ها….

خانوم میگه: همه ما رو به سلسله…
اگه تند میرفتیم این بچه های کوچک کشیده میشدن و روی زمین میخوردن…
آگر آهسته همه رو کتک میزدن…
چه کنه زینب…

پای سفر نداشتی ای داغدار درد !
با یک سر بریده، به اصرار بردنت

پهلو کبود! گریه کنان! تازیانه ها
با خاطراتی از در و دیوار بردنت

فهمیده بود شمر غرورت شکسته است
از سمت قتلگاه علمدار بردنت
بلند شو داداش زینبت رو دارن اسیری میبرن…

تو از تمام کوفه طلبکار بودی و…
در کوچه هاش مثل بدهکار بردنت

چقدر امیرالمومنین و این خانواده لطف کردن به اهل کوفه…
آی اهل بی وفای کوفه…
تو از تمام کوفه طلبکار بودی و…
در کوچه هاش مثل بدهکار بردنت


ناله بزن یا حسین…