ما عهد شکستیم، ولی تو نگرفتی
موضوع: #توسل به امام زمان
سبک: #توسل
گریز: #امام حسین، #حضرت زینب، #قتلگاه، #کربلا
امام زمان
گریز کربلا کودال
ما عهد شکستیم، ولی تو نگرفتی
اندازه ی یک پلک زدن هم نظر از ما
ما یار تو نه، بار تو هستیم همیشه
شرمنده! که دلخون شده ای اینقَدَر از ما
هر چند تمنای زیادی ست ولی باز
دلخوش به همینیم، بگیری خبر از ما
در خلوت شب یاد ظهور تو نبودیم
انگار گرفته شده رزق سحر از ما
بر کعبه بزن تکیه عزیز دل زهرا!
با صوت حسینیِ خودت دل ببر از ما
از گودی گودال بگو، از غم زینب
ای صاحب عزا روضه بخوان! چشم تر از ما
آقای ما یک عمر، هر آن گریه کردی
پیوسته چون ابر بهاران، گریه کردی
غم داری امّا تو برای
گودال و داغ جسم ِعریان گریه کردی
یاد تنی که رفته زیر نعل تازه
مانند عمّه، موپریشان، گریه کرد
یار نداشتی طاقت اینهمه آزار نداشتی
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت شام غریبان عاشورا تا دفن
گریز: #اسارت آل الله، #حضرت زینب، #حضرت فاطمه
یار نداشتی طاقت اینهمه آزار نداشتی
کاشکی پشتِ خیمه شیرخوار نداشتی
من بمیرم که علمدار نداشتی
کار از کار گذشت ؛
دیگه تموم شد…….
دیگه بیچاره شدیم……..
سرآقای ما بالای نیزه……..
کار از کار گذشت ؛
مرکب از تنِ تو هربار گذشت ….
یار نداشتی کفنی غیر همین خار نداشتی
حتی با زخم تنت کار نداشتی
پیرُهن نداشتی دستار نداشتی
سر نداشتی تشنه بودیُ برادر نداشتی
جایِ سالمی تو پیکر نداشتی
من بمیرم که تو مادر نداشتی
کار از کار گذشت
زینب از میون انظار گذشت
از سر کوچه و بازار گذشت
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب
باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب
(حدودا ساعتِ سه شمر وارد شد به گودالش)۲
زنازاده نگاهی کرد آقا رو و میخندید به احوالش
به خاک افتاده بود ارباب، چشمانش کمی بسته
صدایش از ته حنجر، صدای خسخسِ خسته
برش گردان با پا، تا کند پامال جسمش را
برش گردان با پا، تا بسوزاند دل زهرا
حدودا ساعت چهار است، دیگر کار پیچیده
به روی تلِ خاکی، دختری از ترس لرزیده
حدودا ساعتِ پنج است، در گودال غوغا شد
سرِ دزدیدن پیراهنِ ارباب دعوا شد
حدودا ساعت شیش است، قاتل دور مقتول است
همه رفتند از گودال، اما شمر مشغول است
روضه شام عاشورا و گم شدن دو طفل
موضوع: #مصیبت شام غریبان عاشورا تا دفن
سبک: #متن روضه
شام غریبان حسینه…
شب یتیمی بچه های حسینه…
از شبی مثل امشب دیگه مصیبتهای زینب کبری شروع ميشه…
از شبی مثل امشب تازیانه ها شروع میشه…
سیلی زدن ها شروع ميشه..
از امشب دیگه باید اینجوری بخونیم
خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم آتش پرستارم شده
پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین
امشب اما جای او آتش علمدارم شده
یک طرف میر عرب در خاک و خون بیسر شده
چون گلی پرپر شده
یـک طـرف مهـد بـلا گهـواره اصغـر شـده
خاک غم بر سر شده
یـک طـرف پرپـر گـل رخســاره اکبـر شده
غرقه خون پیکر شده
یا رسـولالله نظـر بنمـا و حــال مـا ببین
غـربت مــا را ببیـن
کودکـان خـویش را آواره صحــرا ببیــن
وحشت و غوغا ببین
در میـان دشمنان زینب تک و تنها ببین
لشکـر اعــدا ببیـن
خدا میدونه امشب زینب کبری چه حالی داره…
خانوم با تمام خستگی
همه رو توی یه خیمه ی نیم سوخته جمع کردن
امان از دل زینب…
یه وقت بی بی دیدن 2 تا از بچه ها نیستند
گم شدند
سریع با خانوم ام کلثوم شروع کردن تو بیابون دنبال این نازدانه ها گشتن
هرچی گشتن صدا زدن پیداشون نکردن
یه وقت خانوم ببین
2 تا نازدانه پشت یه بوته ی خار
همدیگه رو بغل کردن جون دادن…..
سه غم آمد به جانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار آخ…
غریبی و اسیری چاره داره
ولی آخر کشد ما را غم یار
دعا کن خیمه ای آتش نگیرد
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت شام غریبان عاشورا تا دفن، #مصیبت گودال قتلگاه
سبک: #شعر روضه
گریز: #حضرت رقیه، #حضرت زینب
دعا کن خیمه ای آتش نگیرد
یتیمی کس سر راهش نگیرد
گلی زیر سم مرکب نباشد
اگر باشد گل زینب نباشد
خودم دیدم حسین را سر بریدن
تن پاکش به خاک و خون کشیدن
خودم دیدم حسینم را شکسته
به روی سینه اش قاتل نشسته