ابد والله یا زهرا
ما ننسی حسینا
دودمه
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع
قل هوالله بزاید زلبش، رمز احد
لم یلد گوید و لم یولد و الله صمد
روضه
تشنهلب هیچ مسلمان نکُشد کافر را
تو چه کردی که لبتشنه بریدند سرت؟
به امشبی بی بی زینب اومدن هی به قد و بالای داداش نگاه میکنن.
امشب چه خبره؟ حال حسینم دگرگونه …
تو این چند روز تا حالا، به اندازه ی چند سال پیر شد آقا….
بعضیا میگن قبل اومدن به کربلا، آقا موی سفید نداشت…
چقدَر پیر شدی!؟ از حسنم پیر تری!
از من خسته به والله! زمین گیر تری!
عصر فردا به دل مضطر من رحمی کن
ته گودال به چشم تر من رحمی کن
من ببینم که تو بی پیرهَنی می میرم
تکیه بر نیزه ی غربت بزنی، می میرم
آه از سینه ی پر خون بکِشی می میرم
از دهان نیزه ای بیرون بکشی، می میرم
پنجه ی کینه به مویت برسد من چه کنم!؟
نیزه ای زیر گلویت برسد من چه کنم!
آقا امام زمان در زیارت ناحیه اینجوری سلام میدن
السلام علی منحور فی الوری
نحر یا ذبح توسط شمر؟ شهادت توسط کدوم؟
توسط شمر ولی امان از نیزه ی سنان…
سنان کوتاه بیا
خواهرش داره میبینه یه کمی راه بیا
کمتر با نیزه پیش پیکر شاه بیا
سنان کوتاه بیا
از تنش دست بکِش
جلوی فاطمه از پیرهنش دست بکش
دیگه جونی نداره از زدنش دست بکش
از زدنش دست بکش
میون گودالی ، اونم چه گودالی
الهی که زهرا ، نبینه پامالی
یکی بگیره کاش ، چشای زهرا رو
چرا عوض کردن ، نعلای اسبا رو
مگه چیزی مونده ، از تن پرخونت
دیگه سم اسبا ، چی میخوان از جونت
عذاب کردنت؛منع آب کردنت
شبیه گندم رِی آسیاب کردنت
به خون گلوت خضاب کردنت
شبیه گندم رِی آسیاب کردنت
بیهوا زدند،با عصا زدند
جلو خواهر تو،با کف پا زدند
غریب گیر آوردنت
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت گودال قتلگاه و روز عاشورا
سبک: #زمینه، #لطمه زنی
بخش 1:
غریب گیر آوردنت
تشنه سر بریدنت
با اسبا رفتن رو تنت
چقدر با نیزه زدنت
با نیزه زد تو دهنت
رو نیزه ها زدن سرت
رو خاکها کشوندنت
وای بمیره خواهرت
جلوی چشم خواهرت
جلوی چشم مادرت
جلوی چشم دخترت
لشگری ریخت روی سرت
به قتلگاه کشوندنت
کوووو تن و پیروهنت
—————
بخش 2:
یکی بی هوا می زد
حسین حسین حسین حسین
یکی با عصا می زد
یه مادری صدا می زد
بنی بنی
قتلوک
ذبحوک
و من الما منعوک
—————–
بخش 3:
لشگریان خیره سر
چند نفر به یک نفر
فاطمه می کند نظر
چند نفر به یک نفر
حسین مولا حسین مولا حسین مولا حسین مولا
حسین مولا حسین مولا حسین مولا حسین مولاااا
حسین، مولا
حسین، مولا
حسین مولا مولا
حسین، مولا
حسین، مولا
یه امشبی تا صبح
ابی عبدالله بیدار بودن احیا گرفتن، با خدا راز و نیاز کردن….
شایدم یه وقتایی هم آقا میرفتن پشت خیمه ها….
وسط بیابون خارای مغیلان رو میکندن…
آخه آقا خبر دارن فردا این نازدانه ها با پای برهنه روی خارای مغیلان…