—–
حدودا ساعتِ سه شمر وارد شد به گودالش
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت گودال قتلگاه و روز عاشورا
سبک: #شعر روضه
(حدودا ساعتِ سه شمر وارد شد به گودالش)۲
زنازاده نگاهی کرد آقا رو و میخندید به احوالش
به خاک افتاده بود ارباب، چشمانش کمی بسته
صدایش از ته حنجر، صدای خسخسِ خسته
برش گردان با پا، تا کند پامال جسمش را
برش گردان با پا، تا بسوزاند دل زهرا
حدودا ساعت چهار است، دیگر کار پیچیده
به روی تلِ خاکی، دختری از ترس لرزیده
حدودا ساعتِ پنج است، در گودال غوغا شد
سرِ دزدیدن پیراهنِ ارباب دعوا شد
حدودا ساعت شیش است، قاتل دور مقتول است
همه رفتند از گودال، اما شمر مشغول است
————
دیدم جای آب لبات، دارن چکمه میخورن
حتی کافرها رو هم، اینجور سر نمیبرن
لحظهای که شمر اومد، تن تورو برگردوند
کاشکی نبود اونجا مادر
خسخس سینت داداش، هنوز توی گوشم هست
نفس زدی زیرِ خنجر
کی غیر از بنی اسد، میگیره ازت سراغ
میچسبه تنت سه روز، روی سنگ و ریگ داغ
نعلای مرکب نو بود
به جاش رگات هی زخم از، یه تیغ کهنه میخوردند
عصر دهم چندتا اسب بچهها زنده زنده
زیر سم اسبا مردند