جلسه کریمی زاده شام چهارم(شب پنجم) محرم 1405- طفلان حضرت زینب

عاقبت نورِ جمالِ تو عیان خواهد شد
موضوع: #توسل به امام زمان
سبک: #توسل
گریز: #امیرالمومنین، #حضرت زینب

عاقبت نورِ جمالِ تو عیان خواهد شد
می‌رسی و همه جا امن و امان خواهد شد

عدل مولا همه جا با تو فراگیر شود
با تو نام اسدالله بیان خواهد شد

همه‌ی مأذنه‌ها با تو علی می‌گویند
اَشهد‌ُ اَنَّ علی همه جا جزو اذان خواهد شد

شبِ زینب شده و باز دِلَت می‌گیرد
اشکِ تو باز روی گونه روان خواهد شد

قسمت میدم آقا به همین مظلومه
به همان قدِ رشیدی که کمان خواهد شد

تو اگر روضه بخوانی و بگویی ز حسین
چشم عالم همگی گریه کنان خواهد شد

تو اگر نوحه‌گرِ روضه‌ی زینب بشوی
وعده‌ی ما حَرمِ عمه‌تان خواهد شد


روضه طفلان زینب
موضوع: #مصیبت طفلان حضرت زینب
سبک: #متن روضه

*دوتا بچه های زینب سلام الله اومدن تو‌خیمه
رفتن یه گوشه از خیمه زانوهاشون رو بغل گرفتن.

چیه مادر؟!
دایی ما رو‌ نپذیرفت، مارو‌قبول نکرد. گفت شما باید کنار خواهراتون، کنار مادرتون وکنار این زن وبچه ها باشید.
بی بی دست دوتا بچه هاش رو‌گرفت..رفت خیمه ی حسین‌.
داداش! قرار ما این نبود.

اون‌موقعی که علی اکبر می خواست بره بدون هیچ‌حرفی بهش گفتی برو.

نگفتی علی اکبر باید سایه اش رو سر ما باشه.

حالا که نوبت به بچه های من رسید میگی باید بالاسر ما باشن…..
خوبه اینا ببینن دستای من رو میبندن. خوبه اینا باشن ببینن مادرشون بین نامحرماست… خوبه اینا باشن ببینن رقیه ات رو‌ با تازیانه میزنن..*


آورده ام که نذر علی اکبرش کنم

نذر علی نشد سپر حنجرش کنم

گل های باغ زندگی ام را یکی یکی

نذر دهان خشک علی اصغرش کنم

در راه او برای خدا دلخوشی خود

نذر دل شکسته ی آب آورش کنم


*خبر آوردن عون‌ و محمد رو هم کشتن.
همه منتظرن بی بی زینب از خیمه بیاد بیرون

همه نشستن بی بی بیاد بچه هاش رو بغل بگیره..

هرچی صبر کردن دیدن بی بی از تو‌خیمه بیرون‌ نمیاد.
یکی از این بچه ها تو بغله حسینه،

یکی تو بغل عباسه،

بچه ها رو بغل گرفت آوُرد.

بالاخره زینب بالاسر بچه هاش میاد یا نه؟

بی بی رباب اومدن تو‌خیمه

گفت: زینب جان مگه خبر نداری؟!
شروع کرد مقدمه بچینه، بی بی گفت چی میخوای بگی؟ میخوای بگی بچه هام رو‌ کُشتن؟
پرسید چرا از خیمه بیرون نمیای؟
فرمود: میخواهید من از خیمه بیام بیرون خجالت داداشم رو ببینم.داداشم همین‌جوری داره خجالت میکشه،علی اکبرش که رفت، خیلی خجالت کشید.اینقدر بهش خندیدن….*

اما رباب الان یاد مادرم افتادم…

تعجب کرد تو اون هیاهو

چی داره میگه حضرت زینب

صدا زد رباب مگه مادر من بچه اش رو فدای امام نکرد

موقع جان دادن بالا سر عزیزش بود؟

وقتی ریختن تو خونه، فضه اومد

فرمود رباب یادم نمیره

لا انسی

فراموش نمیکنم

کان محسن قد اسقط من بطن امی

و امی فداها بقدمیها، ترکته علی الارض

لم تتوقف صدرها مکسوره

و وجهها مضروبه

وقتی در رو با لگد زدن، اصلا مادر ما محسن رو یادش رفت…

و اسرعت حتی تلحق بامیرالمومنین

یکی از علما میگفت اینکه میگن:

دنیال حیدر میدوید غلطه….

دنبال حیدر میخزید…

همچین فضه اومد خون ها رو پاک کنه…

 

افتادی

ولی بازم برام سپر بودی

میبردنم تو زیر در مردی

صداتو زیر در شنیدم

نشد زهرا

برای تو علی کنه کاری

دیدم که افتاده از ازت باری

عبامو اونجا روت کشیدم

 


این دو سر شکسته فدای سرت حسین

صدها پسر فدای علی‌اکبرت حسین

آمد هرآنچه بر سرشان زودتر بیا

افتاد اگر زمین پرشان زودتر بیا

سر نیزه خورد پیکرشان زودتر بیا

گریه نکن برابرشان زودتر بیا

بهتر که رفتند و گرفتار نیستند

با من اسیر کوچه و بازار نیستند

در کوفه زخم خورده‌ی انظار نیستند


دم : آقام حسین …….. آقام آقام آقام حسین…

خدا می‌دونه که برام سخته
موضوع: #مصیبت طفلان حضرت زینب
سبک: #زمینه
گریز: #امام حسین، #حضرت زینب، #حضرت علی اکبر

خدا می‌دونه که برام سخته

غریب بشی برادرم

نذار قسم بدن دوتا بچه‌م

تو رو به جون مادرم

 

بذار برن بشن مثل اکبر

بهت نگن حسین بی‌لشکر

بذار برن نبیننت از این غریب‌تر

 

این‌دفعه مدیون زینبی

اگه به خودم نگی علمداری می‌خوای

بَده بچه‌های خواهرت باشن

میری از غریبه‌ها یاری می‌خوای

 

بذار برن بشن مثل اکبر

بهت نگن حسین بی‌لشکر

بذار برن نبیننت از این غریب‌تر

 

نبیننم تو کوچه‌ها پیرم

با شمر و حرمله سفر میرم

بذار برن نبیننم که من اسیرم

 

بذار برن نبیننم غریب می‌شم

تو مجلس یزید دیگه اسیر نانجیب می‌شم

 

بذار بره سرای بچه‌هام رو نی

تو روزی که دارم میرم

طناب به دست تو بزم می

 

آقام حسین

آقام آقام آقام حسین…

لینک صوت

 


 

دم: داداش حسین

داداش- الهی داغتو نبینم
موضوع: #مصیبت طفلان حضرت زینب
سبک: #زمزمه، #زمینه، #شعر روضه، #واحد
گریز: #امام حسین

داداش
الهی داغتو نبینم
ببین چقدر زاروحزینم
تو دست رد نزن به سینم

داداش
بزار برن دوتا گلهام
نزار بباره اشک چشمام
فقط ازت همینو میخوام

داداش
گل پسرام شدن هوایی
میرسه باز بوی جدایی
(بزار برن بشن فدایی2)

داداش
بشن فدا تا قطره خون
به پات باشن تاآخرجون
(ببین شدن مثال مجنون2)

داداش
لبریز اشکو دردن آقا
آماده ی نبردن آقا
(قربونیت بگردن آقا2)

داداش
وقتشه که فدا شن آقا
به غمت مبتلا شن آقا
(شهید کربلا شن آقا2)