دست و پا میزنه تقصیر نداره

دست و پا میزنه تقصیر نداره
شیرخواره تحمل تیر نداره
تقصیر منه که منت کشیدی
بمیرم که مادرش شیر نداره

اونیکه میره دلم براش میاد
آبو خورده داره با باباش میاد
واسه اینکه زیر آفتاب نباشه
بچه مو گرفته توو عباش میاد

تشنگی برده قرار و توونم
سخته راه برم با قد کمونم
یکمی زمان بده منم بیام
تا براش نماز میت بخونم

عرق پیشونیت از شرمه حسین
خون بچه مون هنوز گرمه حسین
خاکو آروم رو تنش بریز آخه
استخون شیش ماهم نرمه حسین

الهی براش بمیره مادرش
جای دستم خاک اومد زیر سرش
نگا کن که روی صورتش هنوز
مونده جای بوسه های خواهرش

خاک میگن سرده، نه خاک اصغرم
تشنه کشتنش، نمیشه باورم
روی میوهی دلم خاک نریزی
خاکو باید بریزی روی سرم