دامن کشان رفتی دلم زیرو رو شد

دامن کشان رفتی دلم زیرو رو شد
چشم حرامی با حرم روبرو شد

بیا برگرد خیمه ای کس و کارم
منو تنها نگذار ای علمدارم

آب به خیمه نرسید فدای سرت
حسین قامتش خمید فدای سرت

شرمنده‌ی رباب نباش، فدای سرت
این‌قَده فکر آب نباش، فدای سرت

مردونگی کن پاشو میدونم که بی دستی
بی دست هم باشی میگن پشت حسین هستی

مردونگی کن پاشو میدونی که بی رحمن
دور و بر خیمه دارن از صبح میگردن

پاشو نذار هر بی حیایی
به اشک ناموسم بخنده

پاشو نذار هر کی بیاد و
دست رقیه رو ببنده

«ای وای علمدارم اباالفضل»