​دیدی چقدر رویم تغییر کرده بابا؟

​دیدی چقدر رویم تغییر کرده بابا؟
دیدی چه با گلویم زنجیر کرده بابا؟
​
وقتی کشید من را، بگذار تا بگویم
زنجیر دست و پایم پیچید بر گلویم

​ای وای از اسیری که از یاد رفته باشد
دنبال او شب تار صیاد رفته باشد

​حتی توان ماندن از بال من نیاید
گفتی به زجر دیگر دنبال من نیاید