بیا بیا گـل زهـرا! عـزای مـادر توست
صفای فاطـمیه از صفـای مادر توست
اگر که سـائـلـم و نـوکـر هـمیـشـگـیام
فقط به خاطر لطف و عطای مادر توست
تمـام عـزّت شیـعـه رحـین منّت اوست
تـمـام زنـدگی مـا فــدای مـادر تـوسـت
قسم به مادر و آن احـتجاج حـیدریاش
دوام خـدمـت ما با دعـای مـادر توست
ز نـور چـادر او ما هـمـه مـسـلـمـانـیـم
که اصل طینت ما خاک پای مادر توست
بیا که با تن خونین، هنوز منتظر است
که انـتـقـام تو تـنهـا دوای مـادر توست