بد جور دلشکسته ای و گریه میکنی- شب عاشورا
موضوع: #توسل به امام زمان
سبک: #توسل
گریز: #حضرت فاطمه، #شب عاشورا
بد جور دلشکسته ای و گریه میکنی
از اشک چهره شسته ای و گریه میکنی
بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم
بر خاکها نشسته ای و گریه میکنی
امشب به صبح امر بفرما طلوع مکن
امشب عجیب خستهای و گریه میکنی
خونِ جگر برای شما قوت شب شده
با ناله عهد بستهای و گریه میکنی
زنجیرها که پشتِ تو را زخم کردهاند
هر روز بینِ دستهای و گریه میکنی
هیات تمام شد همه رفتند و تو هنوز
یک گوشه نشستهای و گریه میکنی
آبی بزن به صورتِ مادر،زِ دست رفت
چون مادرت شکستهای و گریه میکنی
أَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ،
سلام بر آن آغشته به خون ،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوکِ الْخِبآءِ
سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد
أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ ،
سلام بر آن لب هاى خشکیده،
أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ ،
سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه ،
أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ،
سلام بر آن خون هاى جارى ،
أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ،
سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ،
أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ،
سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)،
أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ،
سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)،
أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّلیبَةِ،
سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلینَ فِى الْفَلَواتِ،
سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونینَ بِلا أَکْفان ،
سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن،
أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ،
سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن،
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ،
سلام بر آن کسى که پرده حُرمَتش دریده شد،
أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،
سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،
أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،
سلام بر آن گونه خاک آلوده،
أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ،
سلام بر آن بدنِ جامه به غنیمت رفته ،
امشب کربلا چه خبره…
خدا به داد دل زینب برسه….
آخه اومدن میبینن حال حسین منقلبه… آماده ی رسیدن محبوبه….
عکس امشب که خوش احوال تو را می بینم
عصر فردا ته گودال تو را می بینم
چقدَر پیر شدی!؟ از حسنم پیر تری!
از من خسته به والله! زمین گیر تری!
عصر فردا به دل مضطر من رحمی کن
ته گودال به چشم تر من رحمی کن
من ببینم که تو بی پیرهَنی می میرم
تکیه بر نیزه ی غربت بزنی، می میرم
آه از سینه ی پر خون بکِشی می میرم
از دهان نیزه ای بیرون بکشی، می میرم
پنجه ی کینه به مویت برسد من چه کنم!؟
نیزه ای زیر گلویت برسد من چه کنم!
یه امشبی تا صبح
ابی عبدالله بیدار بودن احیا گرفتن، با خدا راز و نیاز کردن…..
شایدم یه وقتایی هم آقا میرفتن پشت خیمه ها و وسط بیابون شروع میکردن خارای مغیلان رو جمع میکردن
آخه آقا خبر دارن فردا این نازدانه ها با پای برهنه روی خارای مغیلان…
آه از اون لحظه ای که فردا بی بی زینب اومدن گودی قتلگاه
ناله زدن:
و یحکم اما فیکم مسلم
آیا بین شما مسلمونی هست؟
کسی جواب زینب رو نداد.
اینجا یه جمله داره مقتل
جون منو آتیش زده…..
عمر سعد وقتی اضطراب زینب رو دید
دستور داد:
انزلوا الیه و اریحوه
همه وارد گودی قتلگاه بشین
کار حسین رو تمام کنین….
یکی لحظات آخرش باشه میگن دورش رو خلوت کنین بزارین راحت جون بده
حتی دکمه های پیراهنش رو هم باز کنین
مقتل میگه
۴۰نفر چکمه دار و شمشیر دار ریختن تو گودال، روی سینه ابا عبدالله
لذا امام زمان توی ناحیه مقدسه میگن:
قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبینُک َ ،وَ اخْتَلَفَتْ بِالاِنْقِباضِ وَ الاِنْبِساطِ شِمالُک َ وَ یَمینُک َ
یعنی این نامردا بر سینه شریف و مبارک توپا میگذاشتن
در حالی که در حال احتضار بودی
و بر روی پیشانی مبارکت عرق مرگ نشسته بود.
دست های مبارکت در حرکت بودند،
یکی در انقباض و یکی در انبساط دست و پا میزدی.
هرکس رسید نیزة خود را شکست و رفت
یک استخوان ز سینة آقا شکست و رفت
یک عده بر تمام تنش سنگ می زدند
یک عده بر لباسِ تنش چنگ می زدند
تمام این حالات حضرت یک طرف
اما این جمله ی مقتل منو کشته
تُدیرُ طَرْفاً خَفِیّاً إِلى رَحْلِک َ وَ بَیْتِک َ
در اون حالت چشم هایت رو به روی خیمه ها بود و به اسیری اهل و عیالت نگاه میکردی.
یه وقتم بی بی زینب ببینن:
و رکب علی صدره
یه لگدی به ابی عبدالله زد
وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِه،
درهمان حال شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته،
وَ مُولِـغٌ سَیْفَهُ عَلى نَحْرِه َ ،
شمشیر بر گردن آقا
قابِضٌ عَلى شَیْبَتِه َ بِیَدِهِ ، ذابِـحٌ لَه َ بِمُهَنَّدِهِ
چی میبینن بی بی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه نه، نه نه….
من اصلا میگم ان شاالله این روضه ها دروغه….
بزار اینجوری روضه بخونم….
دروغ روضه بخوانیم شمر آبش داد
سنان رسید ولی با ادب جوابش داد
دروغ روضه بخوانیم دست و پا نزده
حسین، فاطمه را تشنه لب صدا نزده
دروغ روضه بخوانیم سر بریده نشده
دروغ روضه بخوانیم زیر و رو نشده
دروغ روضه بخوانیم حرف بد نزده
شبیه فاطمه اصلا به او لگد نزده