یار نداشتی طاقت اینهمه آزار نداشتی
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت شام غریبان عاشورا تا دفن
گریز: #اسارت آل الله، #حضرت زینب، #حضرت فاطمه
یار نداشتی طاقت اینهمه آزار نداشتی
کاشکی پشتِ خیمه شیرخوار نداشتی
من بمیرم که علمدار نداشتی
کار از کار گذشت ؛
دیگه تموم شد…….
دیگه بیچاره شدیم……..
سرآقای ما بالای نیزه……..
کار از کار گذشت ؛
مرکب از تنِ تو هربار گذشت ….
یار نداشتی کفنی غیر همین خار نداشتی
حتی با زخم تنت کار نداشتی
پیرُهن نداشتی دستار نداشتی
سر نداشتی تشنه بودیُ برادر نداشتی
جایِ سالمی تو پیکر نداشتی
من بمیرم که تو مادر نداشتی
کار از کار گذشت
زینب از میون انظار گذشت
از سر کوچه و بازار گذشت
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب
باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب
از روی دلسوزی داهاتی های اطراف-تاصبح دور پیکر تو گریه کردند
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت شام غریبان عاشورا تا دفن
سبک: #شعر روضه
گریز: #امام سجاد، #حضرت زینب، #حضرت علی اصغر، #حضرت علی اکبر، #حضرت فاطمه
از روی دلسوزی داهاتی های اطراف
تاصبح دور پیکر تو گریه کردند
همراه حیوانات صحرا دور گودال
باگریه های مادر تو گریه کردند
*
از تکه های چادری بر خاک پیداست
بازور خواهر را جدا کردند از تو
تا وقت بوده پیکرت را جمع کرده
بر جای دست خواهر تو گریه کردند
***
پیرِ قبیله گفت کی؟سر را بریده
در مکتب ما ذبح کردن حکم دارد
چون گیسوی آشفته گشته وضع رگها
بر حال و روز حنجر تو گریه کردند
****
دربین پیکرها دوتایش فرق دارد
یک پیکری پامال قدری قد کشیده
آن دیگری پیچیده بین یک عبا بود
بر اربا اربا اکبر تو گریه کردند
****
نزدیک نخلستان صدا آمد بیایید
یک پیکر بی دست اینجا بر زمین است
پای فرات و باصدای موج دریا
بر ساقی آب آور تو گریه کردند
***
پرپشت خیمه مشتی از زنها نشستند
بالای قبر کوچکی که زیر و رو شد
ناخواسته جای رباب دست بسته
بهر علی اصغر تو گریه کردند
***
از راه زین العابدین آمد صدا زد
من صاحب اسرار این گودال هستم
بوسه به بوسه پیکرت را شرح می داد
آنها همه دور و بر تو گریه کردند
***
فرمود مردم تکه بوریا بیارید
باید کنار هم بچینم این بدن را
دیدند پیداکرد یک انگشتِ خونین
بر دست بی انگشتر تو گریه کردند
یار نداشتی طاقت اینهمه آزار نداشتی
موضوع: #مصیبت امام حسین، #مصیبت شام غریبان عاشورا تا دفن
گریز: #اسارت آل الله، #حضرت زینب، #حضرت فاطمه
یار نداشتی طاقت اینهمه آزار نداشتی
کاشکی پشتِ خیمه شیرخوار نداشتی
من بمیرم که علمدار نداشتی
یار نداشتی رمقی برای پیکار نداشتی
جز حرم غصه ای انگار نداشتی
من بمیرم که علمدار نداشتی
کار از کار گذشت ؛
مرکب از تنِ تو هربار گذشت ..
یار نداشتی کفنی غیر همین خار نداشتی
حتی با زخم تنت کار نداشتی
پیرُهن نداشتی دستار نداشتی
یار نداشتی ولی این غصه رواین بار نداشتی
یارِ بین در و دیوار نداشتی
تیر و نیزه بودُ مسمار نداشتی
کار از کار گذشت
قصه بین در و دیوار گذشت
روضه با داغیِ مسمار گذشت ..
سر نداشتی تشنه بودیُ برادر نداشتی
جایِ سالمی تو پیکر نداشتی
من بمیرم که تو مادر نداشتی
سر نداشتی بینِ لشکر بودی لشکر نداشتی
بال و پر زدی ولی پر نداشتی
کاشکی تو خرابه دختر نداشتی
کار از کار گذشت
زینب از میون انظار گذشت
از سر کوچه و بازار گذشت
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
موضوع: #مصیبت حضرت زینب، #مصیبت شام غریبان عاشورا تا دفن
سبک: #دوبیتی
گریز: #حضرت زینب، #قتلگاه
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب
باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب