از ما سلام بر نفس آخرت حسین

از ما سلام بر نفس آخرت حسین
بر پاره های سوخته ی پیکرت حسین

از ما سلام بر تن آماج نیزه ها
بر عضو عضوِ پیکر از خون ترت حسین

بر خواهری سلام که در قتله گاه عشق
زائر شده است بر بدن بی سرت حسین

بر خواهری سلام، که آنجا سلام داد
با بوسه ی خدا به رگِ حنجرت حسین

بر زائري سلام که بالای دست برد
با زحمت تمام تن پرپرت حسین

می گشت ذره ذره ی گودال را پیِ
انگشت دور مانده ز انگشترت حسین

در زیر تازیانه تنت را بغل گرفت
زهرای کربلاست مگر خواهرت حسین؟

بر مادری سلام که همراه نیزه ها
گردیده همسفر به سر اطهرت حسین