میون خیمه ، قحطی آبه

میون خیمه ، قحطی آبه ، بی جون و تشنه ، طفل ربابه
ناله ش بلنده ، خوابی نداره ، نوشیدن شیر ، براش سرابه
طفلکم دستاتو وا کن و ، دعا بکن بباره بارون
اصغرم ای گل مضطرم ، طاقت بیار میاد عمو جون

میره بسوی ، لشکر اعدا ، رمق نداره ، رو دست بابا
میاد برای ، دیدن اصغر ، از توی جنت ، محسن زهرا
بچه شو رو دستش گرفت و ، به دشمنا نصیحت آورد
واویلا اما با سه شعبه دست حسین یه هو تکون خورد