یکی دستور میداد – غارتش کنید

یکی دستور میداد
غارتش کنید
خواهرش داد میزد
راحتش کنید

دافع البلایا
سنان سیلی میزنه به کعبه الرزایا
دافع البلایا
غریب گیر آوردنش ، چه کار کنم خدایا

خون تو شد مباح
زخمی بی پناه

 

دسته جمعی باهم
میزدن شدید
یه نفر میگفتش
جایزم بدید

حرف‌ بد شنیدم
گشتم ولی دور و برم یه محرمم ندیدم
حرف بد شنیدم
به سختی نیزه از تنه برادرم کشیدم

کشته بی گناه
زخمی بی پناه