گرچه من ای عمو کودک هستم

گرچه من ای عمو کودک هستم

گرچه عبدالله کوچک هستم

می‌زنم بر قلب عدوان

ای عمو ای عمو ای عموجان

***

یادته ای عمو در مدینه؟

پیش عمه و نزد سکینه

دست من دست تو داد

*

مجتبایت بود دیده‌ گریان

ای عمو ای عمو ای عموجان

***

گر به بازو ندارم نشانه

غربتم بس بود این بهانه

زندگانی را نخواهم

عاقبت در رهت می‌دهم جان