گرچه دورم از تو آقاجان فراموشم نکن   

گرچه دورم از تو آقاجان فراموشم نکن

کرچه کار من شده عصیان فراموشم نکن

محضر تو هِی بدی کردم ولی فرصت بده

این بدی را می‌کنم جبران فراموشم نکن

راه وصل و همنشینی با تورا گم کرده‌ام

خسته‌ام دیگر از این هجران فراموشم نکن

ای که نادیـده گرفـتی معصیت های مرا

باز هم بر من بکن احسان فراموشم نکن

زخم بر روی دل من مطـمـئـنم می‌شود

با نگـاه تو فـقـط درمـان فـرامـوشم نکن

از همه دل کندم و آخر پناهم روضه شد

آمدم با دیـده‌ای گـریـان فـرامـوشم نکـن

بین خوبان یک شب جمعه مرا هم جا بده

پای شش‌گوشه بکن مهمان فراموشم نکن