کی به پیشانی تو سنگ زده؟
که ز خون بر رخ تو رنگ زده؟
***
ای پدر کاش به جای سر تو
میبریدند سر دختر تو
***
عمهجان دست به دامان توام کو پدرم؟
من که شرمندۀ احسان توام کو پدرم؟
***
به سفر رفته اگر هرچه نیامد ز سفر
وز غمش شاهد افغان توام کو پدرم؟
***
لحظهای پیش سرم بر سر دامانش بود
بازُ بینم که به دامان توام کو پدرم؟
***
از فراق رخ او جان تو همچون من
سوخت بد گواه دل سوزان توام کو پدرم؟
***
گو نه جان من تنها که جانانه توست
چشمُ اندر ره جانان توام کو پدرم؟
***
بر پریشانی من جمع شما گریانید
من در این جمع پریشان توام کو پدرم؟