پدر رسید و ندا شد بلند: یا ولدی

پدر رسید و ندا شد بلند: یا ولدی
بلند شو که نخندد کسی به ما ولدی

عصای پیری بابا مقابلم نشکن
بلند شو که نباشد قدم دو تا ولدی

هزار تا علی اکبر به خاک دیدم که،
هزار مرتبه از دل زدم صدا… ولدی

تو در سراسر این دشت منتشر شده ای
رسیده رد تنت تا به هر کجا، ولدی

دل من از تن تو ریش ریش تر شده است
مگر به داد دل من رسد خدا، ولدی

جمال یوسف من زیر و رو شده حالا
به دست سنگ به دستان کربلا… ولدی

چگونه تاب بیارم نفس نفس بزنی
چگونه تاب بیارم که دست و پا… ولدی

تنی که هر طرفش دست نیزه ای مانده
بگو چگونه بچینم روی عبا ولدی

بلند شو که وقار حرم زمین نخورد
رسیده عمه ات از بین خیمه ها ولدی