مولود خانواده ی زهرا خوش آمدی !
قدری محل بده به گدایانِ غربتی
قنداقه ی تو را به تبرک به عرش برد
«دَعْهُ حسین» میشنوم از مسافتی
گهواره ی تورا ملک آمد تکان دهد
گهواره ی رضیعِ تو گردید غارتی
حُله تن تو کرد خدا نه حصیر خشک
وای از غروب سیزدهم ، چه مصیبتی
آغوش گرم فاطمه ، امروز نوش جان
فردا به رمل های روان ، بی حمایتی
از یک طرف سنان و ز یک سمت حرمله
افتاده اند بر سرت این قوم نوبتی
آخر شنیده ام که برهنه رها شدی
عالم بمیرد از غم این داغ لعنتی
اینها نمیکشند خجالت ز روی تو
با اینکه بود بچه ی زهرا خجالتی