طفل من طاقت نداره
کاش کمی بارون بباره
پیچیده تو خیمه ها که
عباس رفته آب بیاره
خدا یاری اش کنه
که چیزی پیش نیاد
دلم آروم بشه
عموش با آب بیاد
گل نیلوفرم
عزیز و دلبرم
کمی آروم بگیر
لالایی اصغرم
علی اصغرم
از سوی نامرد دوران
حرمله تیری رها شد
به روی دستان بابا
طفل شش ماهه فدا شد
حسین گوید خدا
فدا شد اصغرم
چه سان قنداقه اش
سوی خیمه برم
گل نیلوفرم
عزیز و دلبرم
کمی آروم بگیر
لالایی اصغرم
علی اصغرم