درد دارد پیکر من عمهجان
جسم چون نیلوفر من عمهجان
شام تارم شد سحر
عمهجان آمد پدر
***
شامیان از بس که مویم کندهاند
خون بریزد از سر من عمهجان
شام تارم شد سحر
عمهجان آمد پدر
***
خورد شد در زیر پای دشمنان
روح و جسم مضطر من عمهجان
***
جای شلاق عدو کرده کبود
این وجود اطهر من عمهجان
شام تارم شد سحر
عمهجان آمد پدر
***
من پرستویی در این ویرانهام
سوخُته بال و پر من عمهجان
***
آخرین سرباز عاشورائیم
شد خرابه سنگر من عمهجان
شام تارم شد سحر
عمهجان آمد پدر