خوردی عمود آهنین / افتادی زمین با صورت
چی اومد سرت با غیرت
از روی تل زینب می بینه/ دستت از تنت جدا شد
روزگار من سیا شد
زینب بعد تو اسیره ـ پاشو ای ماه عشیره
تو میری و بی تو خولی ـ سمت خیمه میشه خیره
واویلا عمو واویلا
………………
پاشو سنان شد بی حیا / پاشو ای همه امیدم
پاشو ای یل رشیدم
می بینمت توی خاک و خون / پاشیده تنت ابالفضل
بدجور کشتنت ابالفضل
توی چشم تو سه شعبه ـ بدجور جا شده ابالفضل
حالم رو ببین علمدار ـ قدّم تا شده ابالفضل
واویلا عمو واویلا
…………………….
توو قتلگاه غوغاییه /پیش چشمای یه مادر
خنجر رو گذاشت رو حنجر
ای نانجیب پیش مادرش/ بردار پاتو از رو سینه
زهرا مادرش می بینه
دست و پا نزن که حالت ـ قلب زینبو سوزونده
انگشتر که نه توو گودال ـ انگشتم برات نمونده