توسل شب اول محرم
حلقه عشق تا که محکم شد
مهر تو دسترنج عالم شد
پرچم مشکی تو بالا رفت
قد زهرای مرضیه خم شد
بازهم غدیر گذشت و
باز هم نوبت محرم شد
علمت راه را نشانم داد
منزلم آستانه غم شد
پنبه شد آنچه رشته بودم لیک
ضامنم ریشههای پرچم شد
نوح از نام تو نجات گرفت
گریه بر تو دلیل آدم شد
آنکه مکرر نامت را برد
بر سر دار رفت و میثم شد
ریزه خواری ز سفرهٔ کرمت
سر برآورده بود حاتم شد
یاد لبهای خشکت افتادم
روزی گریهام فراهم شد
کاش روزی مقابل اسمم
بنویسی که او فدایم شد
—————————————–
ما عزادار چشمهای توییم
لحظهای که مصیبت اعظم شد
آن زمانی که شمر نعره کشید
خنجر کهنهاش مصمم شد
وحشیان از گلوی تو به فغان
شیوه ذبح گُنگ و مبهم شد
هر که بر دیگری مقدم شد
نیزهای پهلوی تو داد کشید
روضهٔ مادرت مجسم شد
چه شد آنجا که شاعران گفتند
پیکر شاه نامنظم شد