تمومه حسین- روبرومه حسین

تمومه حسین

روبرومه حسین

خودت بگو که پیکرت

کدومه حسین

 

عذاب کردنت

منع آب کردنت

شبیه گندم ری

آسیاب کردنت

 

شراب میخوره…

روبرو چشمای

رباب میخوره

 

دقیق تر زدن

نیزه رو تو بدنت

عمیق تر زدن

 

پا پس نمی‌کشه

همه رفتند ولی

شمر که دست نمی‌کشه

 

زینب رسید و گفت

مادر بیا ببین

دیگه نفس نمی‌کشه

 

زیر و رو شدی،

پشت و رو شدی

چه جوری با مادرت

روبه رو شدی

 

بی‌هوا زدند،

با عصا زدند

جلو خواهر تو

با کف پا زدند