بگو چیکار کنم شمر از تنت چکمشو برداره

بگو چیکار کنم شمر از تنت چکمشو برداره
بگو چیکار کنم خون از رگات نزنه فواره

بسه داداش چقدر، می‌زنی صدا مادر رو
چند ضربه لازمه تا جدا کنه این سر رو

بگو چیکار کنم، شلاقارو دارن می‌چرخونن
به زیر تازیانه دخترات زنده نمی‌مونن

پاشو که ابن سعد، دستامو می‌بنده طناب
من بنت الحیدرم، من کجا و بزم شراب

بگو چیکار کنم تا مادرت نبینه پهلوتو
بگو چیکار کنم شمر پیش من چنگ نزنه موت‌و

حسین، آه…

(چقدر زیر لب گفت آب، آب
چکمه‌ها بود که بر دهان می‌خورد)