بقیة الله، ای مهربونم
کجایی آقا، دردت به جونم
زندگی بی تو برام عذابه
بیا که حالِ، همه خرابه
اومده از راه ماه محرم
شد روضهخونه دلا محرم
گریه کنید با گریهی مادر
که دید حسین و با تنِ بی سر
بازم صدای مادرش، پیچیده بین روضهها
ای پسره تشنه لبم، افتادی بینِ نیزهها
بمیره مادرت حسین، غریبه گیر آوردنت
برو بیای رو تنت، جلو چشام میزدنت
بنیه قتلوک عطشانا…