بعد از تو درد فاطمه بسیار می شود

بعد از تو درد فاطمه بسیار می شود
همسایه ی قدیم گلت خار می شود
هرکس که در مدینه بدهکار لطف توست
در پشت درب خانه طلبکار می شود
دستان کینه باز شود بعد تو ولی
بسته دو دست حیدر کرار می شود
بعد از گرفتن فدک از دست غاصبان
دیگر گذر ز کوچه چه دشوار می شود
این دیده ای که بوسه زدی روز وشب برآن
در کوچه در کنار حسن تار می شود
پشت نقاب ، راز مگویم بماند و
پنهان ز دیده سرخی رخسار می شود
این سینه ای که مخزن انوار ایزدی ست
بشکسته از شراره ی مسمار می شود
گردد خلیل، دختر تو بعد رفتنت
در آتش سقیفه گرفتار می شود
در کوچه از عداوت چل مرد بی حیا
پیوستنم به سوی تو هموار می شود