ای شاه غیور یا اباعبدالله
ذلت ز تو دور یا اباعبدالله
پاک است همیشه دامن مستانت
ای جام طهور یا اباعبدالله
اسم تو حلاوت است و یادت نمک است
شیرینی و شور یا اباعبدالله
ای جمع نقیضین که هم همّ و غمی
هم سور و سرور یا اباعبدالله
پای صف قیمهی تو مردم هستند
تا روز ظهور یا اباعبدالله
با آشپز و چایچی و شربت ریز
شد جنس تو جور یا اباعبدالله
از لات محله سینه زن میسازی
ای یار صبور یا اباعبدالله
گودال تو سجده گاه خونین تو بود
مکروب شکور یا اباعبدالله
نان سر سفره یادم انداخت که تو
رفتی به تنور یا اباعبدالله
بر زخم تو بدجور نمک پاشیدند
ای گریهی شور یا اباعبدالله
لعنت به کسی که تاخت بر روی تنت
با سم ستور یا اباعبدالله