ای امید اهل خیمه – بی‌تو بی‌یارم اباالفضل

ای امید اهل خیمه
بی‌تو بی‌یارم اباالفضل

چشم خود بستی و افتاد
گره در کارم اباالفضل

پاشو از جا تکیه‌گاهم
خیمه‌ها در خطر افتاد

با زمین افتادن تو
تو مدینه مادر افتاد

(ای علمدارم اباالفضل
ای کس و کارم ابالفضل)۴

(دست تو یک طرف افتاد
علم و مشک سوی دیگر)۲

حالا سردار رشیدم
شدی صدتا علی اصغر

نیزه باران شدی از بس
به تنت می‌خنده دشمن

با عبا هم بدنت رو
نمیشه که جمع کنم من

(ای علمدارم اباالفضل
ای کس و کارم ابالفضل)۲

تو اگه نباشی عباس
روز میشه برام شب تار

می‌پسندی خواهرامو
ببرن تو کوچه بازار؟

(ای امان، ای امان)۲

ای تمام لشگر من
اگه از جا برنخیزی

چشم تو رو دور می‌بینن
میارن حرف کنیزی

ای علمدارم اباالفضل
ای کس و کارم اباالفضل