ارباً اربا یعنی اکبر باشی و دشمنا هزارتا اصغرت کنن

ارباً اربا یعنی پرپرت کنن
تیغ‌ها رو راهی پیکرت کن
ارباً اربا یعنی اکبر باشی و
دشمنا هزارتا اصغرت کنن

ارباً اربا یعنی پاییزت کن
کشته‌ی شمشیرهای تیزت کنن
بعد از این‌که تیکه‌ تیکه کردنت
بشینن دوباره ریز ریز…

ارباً اربا یعنی اون‌قدر بزنن
که زن‌ها ناله‌‌ی ممتد بزنن
پسرت رو جلوی چشمای تو بزنن
بد بزنن، بد بزنن، بد بزنن

بد زدنت، جلو چشای پدرت …

ارباً اربا یعنی نزدیک فرات
پسرت رو بکشن جلو چشات
بشینی گریه کنی، گریه کنی
دشمنات هُو بکشن به گریه‌هات

ارباً اربا یعنی اکبر دیگه نیست
اَشبه‌ُالناس به پیمبر دیگه نیست
ارباً اربا یعنی بعد از این داداش
رو سر خواهرا معجر نیست

ارباً اربا یعنی پا نشی دیگه
عصای دست بابا نشی دیگه
یه جوری بپاشه از هم بدنت
که روی دست بابا جا نشی دیگه

ارباً اربا یعنی کینه رو بیاد
شمشیراشون تا روی اَبرو بیاد
یه جوری داغ تو رو دل بزارن
که بابات سمت تو با زانو بیاد