امام زمان
گریز کربلا گودال
آقای ما یک عمر، هر آن گریه کردی
پیوسته چون ابر بهاران، گریه کردی
گاهی میان جمع ما، مثل غریبان
گاهی تو تنها در بیابان، گریه کردی
دائم صبوری کرده ای مانند ایّوب
دائم چو یوسف بین زندان گریه کردی
غم داری امّا تو برای
گودال و داغ جسم ِعریان گریه کردی
یاد تنی که رفته زیر نعل تازه
مانند عمّه، موپریشان، گریه کرد